یارعلی پورمقدم

دست‌خط یارعلی پورمقدم

یارعلی پورمقدم از خودش چنین می‌گوید:‌
 

خدا جمیع رفتگان را بیامرزد و از آن جمله  مادر زیبایم را چون واجد این بنیه بود که به ازای جمیع مقادیر x پدرم روی محور مختصات شکمش منحنی شود و دوازده بار وضع حمل کند . من فرزند چهارم این وصلت هستم که در دهم اردیبهشت ۱۳۲۹ و در یک خانواده کارگری به دنیا آمد. فرزند سوم چون سر‌ِ زا رفت پدرم نذر کرد یک سال به جای هفده رکعت نمازش را دوبل بخواند و چون عمرم به دنیا ماند در دهم اردیبهشت ۱۳۳۰ برایم شناسنامه گرفت . تحصیلات ابتدایی در مسقط الراس گذشت . متوسطه با استفاده از بورس شرکت نفت در پایتخت سپری شد . لیسانس اقتصاد را از دانشگاه مازندران گرفتم و به اعتبار نمایشنامه آه اسفندیار مغمومم که در سال ۱۳۵۶ و در جشنواره ی ضاله ی طوس اول شده بود در گروه ادبیات فارسی دانشگاه آزادی که هنوز اسلامی نشده بود به عنوان هیات علمی استخدام شدم تا الکی به این افتخار نائل شوم که کمک ویراستار آقایان ابوالحسن نجفی و سمیعی گیلانی گردم. بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند که اخراج شدم برای سد رمق ناچار نقش گربه ی مرتضی علی را بعهده گرفتم و بنا به ضرورت از مسافرکشی بگیر تا نقشه کشی برق و ترخیص کار گمرک و مرغداری در ازنا و مامور خرید در یک شرکت ورشکسته ی حمل ونقل به مقامی رسیده ام که در این پیرانه سری وقتی برمی گردم تا به این خطِ جراحت بنگرم یک لر چغر را ببینم که به جای بالا رفتن از نردبام ترقی دارد از عضویت در هیات علمی دانشگاه پایین می آید تا در چارت سازمانی ادبیات فارسی نقش ادبیات فارسی نقش قهوه چیِ ادبیات داستانی را ایفا کند . 

 بخشی از آثار یارعلی پورمقدم را می‌توان چنین خلاصه کرد: 

  • آينه، مينا، آينه

  • ای داغم سی رويين‌تن

  • گنه گنه‌های زرد

  • پاگرد سوم

  • حوالی كافه شوكا

  • رساله هگل

  • تيغ و زنگار